نترس...
دوباره ی صد ساله های مرگمان
هجای شکسته نترس
میان خواب ها از بیدار نترس
دیریست کشانده ایم مرگ های جستجو گر را
به ضیافت نازکین گوی خونین
نترس در باغچه های احساس
میان رخنه های عطش
بازتاب مرگمان دوباره به مرگد
آه چه مانده است میان این اوزان
افاعیلی که در خویش
مرد های شکسته ی زن را دوباره مصلوب می کند
نترس
نترس اینجا آدم های اساس خوار محبوب
در جیب های پر از دوستی های مخملین
نقل شکل های بی پیکر
ایست های مذمن حرکت
برای مرد های خواب و بیدار شب هامان پاشیده اند
نترس
ساق های زایمان طفل بی سخن
بلم های مردمان نشسته ی خستگی های سر به زیر گرفته اند
نترس
نفس های خاکستری جزیره های سرگردان هنوز
چائی های رنگ برگشته ی خویش
رهگذران قهوه خانه هامان عربده می کشد
نترس
از فیلم های جنائی کوچه هاتان نترس
میان این تسبح
دیوار صد ساله های مرگمان به تصویر نشسته است
نترس
نترس
نترس

